خرید بک لینک
زندگی دیگران را نابود نکنیم...!- جوانی از رفیقش پرسید: کجا کار می‌کنی؟ پیش فلانی، ماهانه چند می‌گیری؟ ۵۰۰۰. همه‌ش همین؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، اما حالا بیکار است. - زنی بچه‌ای را به دنیا آورد، زن دیگری گفت: به مناسبت تولد بچه‌تون، شوهرت برات چی تهیه؟ هیچی! مگه میشه؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری؟! بمب را انداخت و رفت، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که

برچسب: نویسنده: آرتمیس ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 8:00

سخت آشفته و غمگین بودم به خودم می گفتم:بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم می گیرنددرس ومشق خود راباید امروزیکی رابزنم ، اخم کنم و نخندم اصلاتابترسند ازمنوحسابی ببرندخط کشی آوردم درهوا چرخاندم …چشم ها درپی چوب ، هرطرف می غلطیدمشق هارابگذارید جلو ، زود ، معطل نکنید !اولی مفصل بود خوب ،دومی بدخط بود برسرش داد زدمسومی می لرزید خوب گیر آوردم !!!صید در دام افتاد وبه چنگ آمد زوددفترمشق حسن گم شده بوداین طرف آنطرف ، نیمکتش را می گشتتو کجایی بچه؟؟؟بله آقا اینجاهمچنان می لرزید” پاک تنبل شده ای بچه بد ”” به

برچسب: نویسنده: آرتمیس ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 8:00

صفحه بندی